پیغام خطا

Notice: Undefined index: field_image در include() (خط 11 در /home/ilampooya/domains/ilampooya.ir/public_html/sites/all/themes/hostjavan/node.tpl.php).
دفتر مقام معظم رهبری
titreno.ir
حرف تو
تاریخ انتشار : 23 مهر 1397 - 07:43
کد مطلب: 49050
به پیشنهاد فارس پلاس و همکاری نگارخانه «شیث»، نخستین نمایشگاه هنری بیماران مزمن اعصاب و روان برگزار شد. این بیماران به همت مرکز «مسیر سلامت» و با بهره‌گیری از ابزار هنر، به زندگی بازگشته‌اند.

به گزارش ایلام پویا، مریم شریفی: چیزی شبیه معجزه است. امروز حتی برای همه آن‌هایی که در یک سال و نیم گذشته، شانه‌به‌شانه یکدیگر، طرح نوپای «هنر درمانی» را در مرکز مسیر سلامت اجرا کرده و شاهد تغییرات آهسته و پیوسته بیماران مزمن اعصاب و روان به مدد نقاشی، خطاطی، معرق و موسیقی بوده‌اند هم شبیه یک خواب شیرین است. اما خواب نیست؛ آنچه امروز بر دیوارهای نگارخانه شیث خودنمایی می‌کند، تصویر واقعی یک آرزوی برآورده‌شده است. بیمارانی که تا همین چند ماه قبل، گرفتار چرخه تکراری درمان و مسافر دائمی مسیر میان خانه و بیمارستان بودند، حالا در قامت هنرمندانی باانگیزه و آینده‌دار، در یکی از شناخته‌شده‌ترین نگارخانه‌های پایتخت، در نقش میزبان ظاهر شده و هنردوستان برای تماشای آثار هنری آن‌ها به‌صف شده‌اند. و در این میان از همه دلپذیرتر، تحسین اساتید نقاشی نسبت به آثار برخاسته از صفای باطن این هنرمندان نوپاست. اینجا در نگارخانه شیث و در نخستین نمایشگاه هنری بیماران مزمن اعصاب و روان، خانواده این بیماران بهبودیافته، معجزه را به چشم خود دیدند...

اینجا، کنار مردم، حالمان خوب است

چشم‌هایشان از شادی برق می‌زند. هر تازه‌واردی پا به نگارخانه می‌گذارد، با اشتیاق به استقبالش می‌روند و او را یکراست پای تابلوهای خودشان می‌برند. «محمدرضا میرزایی» که با 2 اثر نقاشی در نمایشگاه حضور دارد، می‌گوید: «حدود 5،6 ماه پیش به مرکز مسیر سلامت آمدم و همان‌جا نقاشی را شروع کردم. قبل از آن، فقط وقتی بچه بودم، نقاشی کرده‌بودم. الان خیلی خوشحالم که نقاشی‌های ما را در نمایشگاه گذاشته‌اند. غیر از نقاشی، معرق هم کار می‌کنم و جعبه‌سازی و درست کردن پاکت نامه را هم یاد گرفته‌ام.»

«امیرحسین نیک‌خواه» هم که از محمدرضا جدا نمی‌شود، با اشاره به تابلوی خودش، با ذوق و شوق می‌گوید: «2،3 هفته است با این مرکز آشنا شده‌ام و در همین مدت توانستم نقاشی را از مربیان یاد بگیرم و برای این نمایشگاه 2 تابلو آماده کنم. با نقاشی کردن، سرحال شده‌ام و رنگ‌های شاد، حالم را بهتر کرده است. مخصوصاً وقتی به اینجا آمدیم و تابلوهایمان را در نمایشگاه دیدیم، خیلی خوشحال شدیم. دوست دارم نقاشی را ادامه بدهم و این هنر را به‌طور کامل یاد بگیرم. از آقای دکتر اباذری و مربیان مرکز هم تشکر می‌کنم، کارشان خیلی خوب است.»

خوشحالم لایق تماشای کارشان هستم

مقابل یک تابلو با سبک کلاژ چوب و نقاشی ایستاده و محو شعری شده که بیمار دیروز و بهبودیافته هنرمند امروز در دل اثرش گنجانده: «من خواب دیده‌ام که کسی می‌آید/ من خواب یک ستاره قرمز دیده‌ام»... خلوتش را به هم می‌زنم و نظرش را درباره این نمایشگاه جویا می‌شوم. سری به تحسین تکان می‌دهد و می‌گوید: «نفس برگزاری این نمایشگاه، عالی است و یک کار نو محسوب می‌شود. آثار، خیلی خوب است. با آنچه ما از وضعیت سابق این بیماران بهبودیافته شنیده‌ایم، معلوم است مربیان و مسئولان مرکز برای اینکه این عزیزان به شرایط امروز برسند، خیلی زحمت کشیده‌اند.» «مرضیه رسولی» لبخند بر لب ادامه می‌دهد: «حضور در این فضا برای من خیلی خوشایند است. می‌دانید، من معتقدم انسان باید لایق بعضی چیزها باشد. با این نگاه، هرکسی نمی‌تواند به اینجا و تماشای آثار این افراد بیاید. به نظرم باید دعوت شده‌باشی...»

 

رکورددار نمایشگاه، معلم افتخاری بچه‌های محله
از در که وارد می‌شود، «علیرضا پوریامهر» کارشناس ارشد روانشناسی بالینی مرکز به استقبالش می‌رود و بعد، در معرفی‌اش می‌گوید: «شیوا خانم، بیشترین تعداد آثار را در این نمایشگاه دارد.»

با «شیوا ارجمند» همراه می‌شوم و کنار یکی از تابلوهایش برایم می‌گوید عضو یک خانواده تحصیلکرده بوده و دارای لیسانس اقتصاد اما 9 سال قبل با فوت مادر، شیرازه زندگی‌اش از هم پاشید. 15 آذر سال گذشته اما درهای امید به رویش باز شد و آشنایی با مرکز مسیر سلامت، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. از زیبایی آثارش که تعریف می‌کنم، با لبخند کمرنگی می‌گوید: «رنگ‌هایش خوب بوده، وگرنه کار من خیلی هم خوب نیست!» و این‌طور ادامه می‌دهد: «البته ما با دقت نقاشی می‌کشیم چون خانم اسدزاده، مربی‌مان از ما کار خوب می‌خواهد نه اینکه فقط با رنگ‌ها بازی کنیم. من نقاشی را دوست دارم. غیرازاینکه سرگرم می‌شوم، دیگر فکر و خیال نمی‌کنم و حرص‌وجوش نمی‌خورم.»

شیوا خانم هنرمند ما علاوه بر نقاشی، بافتنی و سوزن‌دوزی را هم یاد گرفته و حال خوب حضور در این مرکز، توانمندی‌های سابقش را هم احیا کرده است: «شب‌ها در مسجد محله‌مان به دانش‌آموزان دوم دبستان تا دوم دبیرستان درس می‌دهم و بدون چشمداشت در درس‌های زبان، ریاضی، عربی و فیزیک به آن‌ها کمک می‌کنم.»

دمشان گرم، کارشان جهاد است

آن‌قدر خوشحال است که یک‌جا بند نمی‌شود. انگار دلش می‌خواهد همه را در شادی‌اش سهیم کند. برای او که روزهای تلخ و سخت زندگی خواهرش را دیده، امروز، روز جشن است. «علی‌شهریار ارجمند» خنده بر لب می‌گوید: «برپایی این نمایشگاه، خوب که نه، عالی است. نگاه کنید؛ این رنگ‌ها و نقش‌ها دارند حرف می‌زنند. باور کنید بسیاری از ما نمی‌توانیم چنین نقاشی‌هایی بکشیم.»

او با تقدیر از عملکرد مسئولان و مربیان مرکز مسیر سلامت ادامه می‌دهد: «توجه به هنر، باعث شده شیوا و باقی دوستانش شکوفا شوند و توانایی‌ها و مهارت‌هایشان بیشتر و روحیه‌شان بهتر شود. این بچه‌ها این‌طور، شاداب و فعال نبودند. لطف و زحمت دکتر اباذری و همکارانش،‌ زندگی دوباره به آن‌ها داده‌است. این دوستان واقعاً برای بچه‌ها انرژی می‌گذارند و در مقابلش هزینه‌ای هم نمی‌گیرند. دمشان گرم، واقعاً دارند جهاد می‌کنند.»

 

یک غافلگیری آهنگین وسط نمایشگاه نقاشی!

پای تابلوها گروه‌های چندنفره تشکیل شده و سالن نگارخانه پر از همهمه است که یک غافلگیری،‌ همه را وادار به سکوت می‌کند. مددجویان با اشاره مربی‌شان، یکی‌یکی به‌صف می‌شوند. صدای موسیقی که در سالن می‌پیچد، تازه معلوم می‌شود حاضران به شنیدن اجرای زنده گروه کُر مرکز مسیر سلامت و چند عضو مهمان دعوت شده‌اند. بعد از اجرای زیبای گروه، نوبت به تک‌خوانی «زاهد کُرد» می‌رسد که با اجرای مسلط یک تصنیف دلنشین،‌ حسابی حال همه را خوب می‌کند. صدای تشویق‌های حاضران که فرومی‌نشیند، مهمان جمع 2 نفره زاهد و مادرش می‌شوم که خنده از روی لبشان کنار نمی‌رود. زاهد که 3 تابلو در نمایشگاه دارد، می‌گوید: «اینجا فقط آثار نقاشی‌ام به نمایش گذاشته شده است و کارهای معرقم را نیاورده‌ام. امروز خیلی حس خوبی دارم. وقتی کارهایت را در معرض دید دیگران می‌گذاری، درواقع خودت را بهتر محک می‌زنی و پیشرفتت را بهتر احساس می‌کنی. دوست دارم باز هم از این نمایشگاه‌ها برگزار شود.»

من تولد دوباره‌اش را به چشم دیدم...

حال خوب و زندگی جدید زاهد،‌ حاصل فقط 6 ماه حضور در مرکز مسیر سلامت است؛‌ چیزی که برای مادرش هنوز شبیه روی است. «منوّر خوارزمی» که تمام صورتش خنده است، می‌گوید: «خیلی خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم. کاری که در خانه نتوانستیم برای زاهد انجام دهیم، در مرکز مسیر سلامت اتفاق افتاد. با کمک مربیان این مرکز، استعدادهایش کشف شد و توانست یک زندگی جدید را شروع کند. حالا با یادگیری این هنرها زاهد دیگر آن پسر 6 ماه قبل نیست؛‌ از آن احساس ناامیدی و پوچی سابق دور شده و روحیه‌اش خیلی خوب است.»

مادر با افتخار به تابلوهای پسرش نگاه کرده و ادامه می‌دهد: «از مسئولان مرکز خیلی متشکرم و از آن‌ها می‌خواهم هرکدام از این بچه‌ها را در رشته‌ای که استعداد بیشتری دارد، تا سطح پیشرفته آموزش دهند تا خودشان متخصص و استاد شوند. اگر به این مرحله برسند، هم می‌توانند به دیگران آموزش بدهند و هم از طریق هنرشان درآمدزایی داشته‌باشند.»

این یک جشن خانوادگی است

چشم‌هایش می‌خندد وقتی قدم به نمایشگاهی می‌گذارد که به نام هنرجویان خاصش نامگذاری شده. نگاهی به مددجویان و تابلوهایشان می‌اندازد و می‌گوید: «حس خیلی خوبی است که می‌بینم کارهای بچه‌ها روی دیوار رفته است چون تشویق‌ها و حتی نقدهای بازدیدکنندگان برایشان انگیزه‌بخش است. می‌دانید، کار هنرمند این نیست که فقط اثر تولید کند و روی هم بگذارد. کار هنری در هر سطحی که باشد، فقط اگر بیننده داشته‌باشد، به نتیجه می‌رسد و راه پیشرفت را پیدا می‌کند.»

«نرگس اسدزاده»، مربی نقاشی مرکز مسیر سلامت معتقد است خانواده‌ها هم از این پیشرفت، سهم دارند: «امروز از دیدن خانواده‌های بچه‌ها خیلی خوشحالم. باور کنید خیلی طول کشید تا بتوانیم آن‌ها را متقاعد کنیم که در چنین جمع‌هایی شرکت کنند. به‌نظر می‌رسید آن‌ها این بُعد از خود و فرزندانشان را نمی‌شناختند. اینکه اهمیت هنر را در زندگی فرزندانشان درک کنند،‌ به سطحی از خودباوری نیاز داشت. کار ما از همین جهت، چندبُعدی است؛ چرا که علاوه‌بر پرورش ذهن مددجویان و ارتقای توانمندی‌هایشان، باید فرهنگسازی کنیم و خانواده‌هایشان و جامعه را نیز برای پذیرش توانمندی‌های آن‌ها به خودباوری برسانیم.»

این‌ها نابغه‌اند...

«پول تاکسی‌ام را از این بچه‌ها خواهم گرفت که برای تماشای آثارشان این‌طور دویدم تا خودم را به نمایشگاه برسانم...» استاد «رضا افشاری»، نقاش و مدرس پیشکسوت نقاشی و دانش‌آموخته آکادمی ناپل ایتالیا که برای دومین بار در طول برگزاری نخستین نمایشگاه هنری بیماران مزمن اعصاب و روان، برای تماشای آثار بیماران بهبودیافته و این بار بیشتر برای تحسین حضوری آن‌ها به نگارخانه شیث آمده، بعد از این مزاح خودمانی می‌گوید: «واقعاً ارزش داشت برای دومین بار به این نمایشگاه بیایم. در میان این نقاشی‌ها، آثار خوب و نسبتاً قوی کم نیست. اما 2،3 اثر بسیار برای من غافلگیرکننده بود.»

او با اشاره به تابلوی سبک کلاژ با طرح ماهی اثر «سیما الیاسیه»‌ ادامه می‌دهد: «اینکه در اثر این مددجو، اصول زیبایی‌شناسی را می‌بینم، خیلی ارزشمند است. چون نه آموزشی دیده و نه نکته‌ای در این زمینه می‌داند. درواقع این فرد باید نابغه باشد که بدون اینکه چیزی از روانشناسی رنگ و اصول زیبایی‌شناسی بداند، توانسته این‌طور رنگ‌ها را آنالیز کند و کنار هم بگذارد. این‌ها را باید دریافت،‌ این‌ها بسیار ارزشمندند. این 2 اثر با طرح ماهی بسیار نظرم را جلب کرد و صاحبان آن‌ها را بسیار مستعد می‌دانم برای طی مراحل حرفه‌ای. خوب است بدانید یادگیری هنر،‌ نه سن و سال می‌شناسد، نه تحصیلات و نه حتی وضعیت سلامت. هنر می‌تواند این افراد را هم درمان کند و هم از آن‌ها یک شخصیت متعالی بسازد.»

استاد افشاری معتقد است حتی می‌توان به درآمدزایی از محل فروش این آثار فکر کرد: «من و مدیر نگارخانه معتقدیم بعضی آثار این مددجویان از آثار هنرمندان تحصیلکرده مقطع کارشناسی ارشد که پیش از این در اینجا به نمایش گذاشته‌شده، هیچ چیزی کم ندارد. به اعتقاد من می‌توان از میان همین آثار، کارهای قوی‌تر را انتخاب کرد، روی آن‌ها قیمت‌گذاری کرد و با کمک رسانه‌ها و مردم، آن‌ها را در معرض فروش گذاشت. بعضی از این آثار، فوق‌العاده است.»

همه فکر می‌کردند باید از آن‌ها قطع امید کرد اما...

برگزاری نخستین نمایشگاه هنری بیماران مزمن اعصاب و روان،‌ اتفاق خوب و فراموش‌نشدنی بود که با همدلی و همراهی «شیث یحیایی»،‌ مدیر نگارخانه شیث رنگ واقعیت گرفت. او که در 20 سال گذشته به حمایت‌های بی‌دریغش از هنرمندان جوان و به‌اصطلاح «نمایشگاه‌اولی‌ها» معروف شده، نمایشگاه مددجویان مرکز مسیر سلامت را یکی از خاص‌ترین نمایشگاه‌های نگارخانه‌اش عنوان کرده و می‌گوید: «این نمایشگاه برای خودم هم تازگی داشت. دیدن این‌همه خلاقیت در آثار این مددجویان عزیز،‌ برای خودم هم جالب بود و به خاطره‌ای ماندگار تبدیل شد. ما براساس رسالت هنری که برعهده داریم، باید به تمام اقشار جامعه خدمت کنیم. اما از اینکه توانستم به این دوستان که به‌سبب متحمل شدن آسیب‌های بیشتر درمقابل ناملایمات اجتماعی، از سایر اقشار جامعه عزیزتر هستند، خدمتی ارائه دهم، بیشتر خوشحال شدم. البته سطح خدمتگزاری به این عزیزان باید ارتقا پیدا کند و هم به لحاظ امکانات فیزیکی و هم هماهنگی‌ها باید شرایط در آینده به‌گونه‌ای باشد که بتوان از استعدادهای درخشان این افراد بهترین بهره را برد.»‌

استاد یحیایی که با دعوت از نقاشان پیشکسوت و اساتید دانشگاه به این نمایشگاه، فرصت دیده‌شدن را در سطحی بالاتر به آثار این مددجویان هنرمند هدیه کرده است،‌ با اشاره به تمجید اساتید نقاشی از آثار این نمایشگاه،‌ می‌افزاید: «جالب بود که تا پیش از این، همه فکر می‌کردند باید از این قشر از جامعه قطع امید کرد. هیچ‌کس تصور نمی‌کرد این افراد بتوانند در این سطح خلاقیت هنری از خود نشان دهند اما آن‌ها توانمندی‌هایشان را اثبات کردند. و این نشانه‌ای است بر اینکه ما باید باورهایمان را تغییر دهیم. یادمان بماند که هر انسان، یک کتاب است و تا آن را نخوانده‌ایم، نباید درباره آن قضاوت کنیم.»

«قشنگ» یعنی تعبیر عاشقانه اشکال...

چند ماه قبل معتقد بود اختصاص حتی یک میز در یک بوستان برای نمایش آثار هنری مددجویان مرکز،‌ می‌تواند برای آن‌ها انگیزه‌بخش باشد و به بهبودی‌شان کمک کند،‌ اما حالا میزبان جشن ارائه آثار این مددجویان در یکی از شناخته‌شده‌ترین نگارخانه‌های شهر است. دکتر «نادر اباذری» متخصص روانشناسی بالینی مرکز مسیر سلامت و از بانیان اجرای شیوه «هنردرمانی»‌ در این مرکز می‌گوید: «بچه‌ها واقعاً با اشتیاق برای این نمایشگاه تلاش کردند. بچه‌هایی که صبح‌ها باید با خانواده‌هایشان تماس می‌گرفتیم تا بیدارشان کنند و به مرکز بفرستندشان،‌ به جایی رسیده‌بودند که ساعت 8 صبح زودتر از ما در مرکز حاضر بودند فقط برای اینکه زودتر آثارشان را تکمیل کنند و به نمایشگاه برسانند. از خبرگزاری فارس که جرقه این اتفاق خوب را زد،‌ متشکرم. از آقای شیث یحیایی عزیز که بدون چشمداشت شرایط برگزاری این نمایشگاه را در نگارخانه‌شان فراهم کردند، قدردانی می‌کنم. اگر لطف ایشان نبود، این اتفاق خوب برای ما و بچه‌های مرکز رقم نمی‌خورد.»

دکتر اباذری با اشاره به حال خوب مددجویان و بازدیدکنندگان در این نمایشگاه ادامه می‌دهد: «سهراب سپهری می‌گوید: «قشنگ یعنی چه؟ قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال»... شعر زیبایی است. می‌گوید مهم نیست آن شکل چیست. مهم این است که ما بتوانیم آن را زیبا ببینیم، آن هم به‌خاطر خودمان. چون اگر آن را زیبا ببینیم و عاشقانه تعبیر کنیم، اول از همه حال خودمان خوب می‌شود. ما این را به‌وضوح در این نمایشگاه دیدیم. شاید آثار بچه‌های ما به لحاظ ارزش هنری و زیبایی‌های بصری، چشمگیر نباشد. شاید مردم در یک گالری دیگر می‌توانستند آثار حرفه‌ای‌تر و زیباتری ببینند. اما با دیدن آثار این مددجویان حالشان خوب شده چون آن تعبیر عاشقانه را در آثار این بچه‌ها راحت‌تر می‌توانند ببینند.»

... حالا نگران مردم جامعه هستیم

چشم‌های آقای دکتر می‌خندد،‌ کامش اما تلخ تلخ است! این پا و آن پا می‌کند که بگوید یا نه و عاقبت سر درد دلش باز می‌شود: «تا چند ماه قبل خیلی اصرار داشتم کارهای مددجویان مرکزمان برجسته و پیشرفتشان دیده‌شود. چون احساس می‌کردم بچه‌های ما به مردم نیاز دارند. اما حالا می‌بینم به لطف خدا آن اتفاق خوب برای بچه‌ها افتاده؛ از 7،8 قرص به یکی دو قرص رسیده‌اند،‌ به‌قدر کافی دیده‌شده و به خودباوری لازم رسیده‌اند و حالشان خوب است. من حالا بیشتر از مددجویان خودمان نگران مردم جامعه هستم.»

نادر اباذری مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: «ببینید، ما،‌ انسان‌هایی که ادعا می‌کنیم سالم هستیم و هیچ مشکلی نداریم،‌ آن‌قدر آسیب‌پذیر شده‌ایم که با بالا و پایین رفتن قیمت دلار یا کم‌وزیاد شدن یک کالا در بازار،‌ به‌کلی شیرازه زندگی‌مان از هم می‌پاشد و حالمان بد می‌شود. این درست که حال جامعه و وضعیت اقتصادمان بد است اما این را هم بپذیریم که ما خودمان به این وضعیت بد دامن زده‌ایم. حالا این را بگذارید کنار وضعیت یک انسانی که 25 سال بیماری اعصاب و روان داشته و همه‌چیزش ازدست‌رفته و نابود شده‌بود. اما تلاش کرده، روی خودش کار کرده و الان حالش خوب است. حالا همه چیز دارد و بهتر از ما زندگی می‌کند. اما ما که در ظاهر سالم هستیم،‌ با تن‌دادن به استرس‌ها و تشدید آن‌ها به دست خودمان و انتشار آن در جامعه، داریم آرام‌آرام همه‌چیزمان را از دست می‌دهیم. حالا برخلاف چند ماه قبل معتقدم این مردم هستند که به امثال بچه‌های ما نیازمندند. پیشنهاد می‌کنم مردم به مراکز مشابه مرکز ما سر بزنند. شاید دیدن بیمارانی که از هیچ به زندگی بازگشته‌اند،‌ به آن‌ها امید بدهد.»

 

انتهای پیام/

دیدگاههای ارسال شده ، پس ازتأیید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
پیامهایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
انتشار نظر به معنای تأیید از دید مسئول سایت نبوده و مسئولیت نظرات بر عهده نظردهنده است.

نظر شما

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.